درباره مجموعه

کلینیک جهان حکمت

بسیاری نمی توانند بین سلامت روان و مشکل خفیف روان تمایز قائل شوند، در واقع این دو مورد موضوعات متفاوتی هستند. سلامت روان به معنای عدم وجود مشکل و بیماری روان است. زندگی برای هیچ کسی ایده آل نیست. سلامت روان کنار آمدن با چیزهایی است که

در مسیر زندگی ما قرار می گیرند. سلامت روان نشان دهنده کیفیت زندگی و قدرت متعادل کردن بخش های مختلف زندگی خانوادگی، مدرسه، ارتباطات اجتماعی، فعالیت ها، باورهای مذهبی و .... است.

داشتن سلامت روان کامل اگر غیرممکن نباشد، دشوار است. زندگی مملو از بالا و پایین ها است و همه با مشکلات و استرس زاها مواجه می شوند. ولی نکته این است، همانطور که برای سلامت جسم مان تلاش می کنیم، می توانیم روی اصلاح سلامت روان هم کار کنیم. این کار با توسعه ارتباطات قویتر با افرادیکه از ما حمایت می کنند و یادگیری مهارت های سالم تر سازگاری که سلامت روان ما را تشکیل می دهند، انجام می شود.

سلامت روان از بیماریهای روانی در سنین نوجوانی یا سنین کمتر جلوگیری می کند.

سلامت روان بخشی از سلامت عمومی ماست، همه افراد آن را دارند و در طی زندگی تغییر می کند. سلامت روان در مورد موارد زیر است:

چگونگی احساس کردن، فکر کردن، عمل کردن

چگونگی سازگار شدن با بالا و پایین های زندگی

چگونگی احساس شما در مورد خودتان و زندگی تان

چگونگی نگاه شما به خودتان و آینده تان

چگونگی تاثیر استرس بر شما

چگونگی برخورد شما با اتفاقات منفی که در زندگی بوجود می آید

اعتماد به نفس و اطمینان شما به خودتان

 

همه آدم ها روش هایی برای سازگاری با استرس در شرایط سخت دارند. کاری که در شرایط سخت انجام می دهیم، سازش است. برای سازگاری می توان روش های سالمتر و بیشتری را یاد گرفت.

روش های متفاوتی برای اصلاح سلامت روان وجود دارد. به انسان هایی فکر کنید که شما را حمایت کرده اند و می توانید با آنها صحبت کنید. به کارهایی فکر کنید که دوست دارید انجام دهید، به چیزهایی فکر کنید که در مورد خودتان می پسندید. حتی می توانید لیستی تهیه کنید و برای یادآوری این کارها در دوران سختی به آن مراجعه کنید.

لیست شما می تواند شامل موارد زیر باشد:

یک دوست یا یک عضو خانواده مورد اعتماد من چه کسی است؟

یک مشاور یا یک معلم مورد اعتماد من چه کسی است؟

کارهایی که می توانید در این موارد انجام دهید، شامل موارد زیر هستند:

قرار گذاشتن با دوستان

صحبت کردن با دیگران

گریه کردن/خندیدن/در آغوش گرفتن

نوشتن، نقاشی کردن، تمرین موسیقی

ورزش کردن

رقصیدن

قدم زدن

کتاب خواندن

تلویزیون دیدن/فیلم دیدن

خرید کردن

چیزی درست کردن

شروع به شناخت خود کردن

چیزهایی که در مورد خودتان دوست دارید:

با نمک بودن/شوخ طبع بودن

تمرین برای بهتر شدن در کمک به دیگران

تمرین برای بهتر شدن در نقاشی کشیدن، رنگ آمیزی، نوشتن

تمرین برای بهتر شدن در ورزش کردن، رقصیدن یا قدم زدن و به گردش بردن سگ

تمرین در شاد کردن افراد دیگر

دوست خوب بودن

مهربان بودن

باهوش بودن

خوب بودن در آشپزی

خوب بودن در موسیقی

و .....

دوست داشتن و رسیدگی به خود نشانه غرور و گستاخی نیست. همه افراد مهارت و استعدادهایی دارند و نباید از نشان دادن آنها و اعلام آن احساس شرمندگی و نارحتی کنند.

همه افراد به مهارت های سازگاری سالم بخصوص در زمان احساس ناراحتی نیاز دارند. عبور از شرایط سخت دشوار است ولی غیرممکن نیست و بر اساس شرایط هر فرد متفاوت است.

استرس

استرس به خودی خود یک مشکل روانی نیست و همه آن را تجربه می کنند. افراد ممکن است برای انجام تکالیف، ارتباطات، حضور در فضای مجازی، دعواهای خانوادگی و ... استرس بگیرند. استرس بخشی از تجربه های مثبت مانند قرار داشتن با یک دوست، شروع یک شغل و ...هم هست.

افراد به هنگام استرس تجربه های متفاوتی دارند، انقباضات عصبی، اضطراب، گیجی، تحریک پذیری از آن جمله است. علائم جسمانی استرس شامل سردرد، سفتی عضلات، افزایش یا کاهش اشتها و خستگی خواهد بود. این احساسات برای هر فردی متفاوت است.  هر کسی که احساس استرس می کند، باید کمی استراحت کند و سعی کند آرام باشد. این به معنای زودتر به تخت خواب رفتن، استراحت کافی، قدم زدن و صحبت کردن با یک نفر است. اگر همیشه احساس استرس می کنید و نمی دانید چگونه با این استرس مواجهه داشته باشید، به روانپزشک مراجعه کنید.

تروما

تروما تجربه یک فرد از حوادث ناخواسته یا رخدادهای زندگی است که اثرات دراز مدت دارد. تروما می تواند مشهود تجربه شود یا شامل حوادث گذشته نگر و آسیب های بین نسلی باشد. کسی که تجربه تروما داشته است به شدت احساس استرس می کند و به خاطر تروما برای مدت طولانی سازش با تغییرات، افکار و احساسات برای او دشوار می شود. این واکنش ها به عنوان روش سازگاری هر فرد هستند.

روش ذاتی درک تروما حافظه خونی/استخوان است. دردها، فقدان ها یا تروماهایی که توسط اجداد ما تجربه می شوند، از طریق گوشت و پوست به ما منتقل می شوند. این موضوع به رنج ما معنا می دهد. رنج از سیستم های اجرا و تجربه تمایزات مهم می آید و درکش اهمیت پیدا می کند. برای درمان این رنج کار زیادی باید انجام داد.

اگر بدانیم چرا این رنج را تجربه می کنیم و این رنج همیشه مال ما نبوده است، قابل تحمل تر و آسان تر می شود. دانستن این موضوع باعث می شود راحت تر خودمان را دوست داشته باشیم، دلسوزی داشته باشیم و مسئولیت خوب بودن خودمان را به عهده بگیریم. این به معنای اتصال ما با افراد دوست داشتنی قبل و بعد از خودمان است که برایمان اهمیت دارد. دانستن خاطرات گوشت و پوستی ما را قابل انعطاف تر می سازد.

باید نوعی تعادل را درک کرد. ما همانطور حامل درد و رنج خانواده هستیم احساسات خوب را هم دریافت می کنیم. ما در گوشت و پوستمان قدرت، عشق و موهبت های اجدادمان را داریم.

مشکلات روانی متعددی وجود دارند ولی ما در این مبحث روی 4 مورد معمول تر موثر بر نوجوانان تمرکز می کنیم. اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلالات بای پولار، اسکیزوفرنی. در نظر داشته باشید اطلاعات ارائه شده علائم و نشانه های کلی هستند و فقط یک روانپزشک می تواند تشخیص درست را بگذارد. بخاطر داشته باشید که بسیاری از مشکلات سلامت روان می توانند درمان شوند و بسیاری بهبود پیدا می کنند.

اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی معمول ترین مشکلات سلامت روان هستند، از هر 10 نفر یک نفر این مشکل را دارند. انواع مختلفی اختلال اضطرابی وجود دارد که شامل اختلال وسواسی، اضطراب اجتماعی، فوبیا، سندروم استرس بعد از تروما هستند. گاهی افراد حملات اضطرابی و پانیک می گیرند. علائم حمله های اضطرابی و پانیک شامل تعریق، سردرد، حالت تهوع، دید تونلی،  طپش قلب است.

افسردگی

افراد به دلایل مختلف احساس افسردگی می کنند و این می تواند چندین هفته یا ماه طول بکشد یا فقط یکبار در طی زندگی یک نفر اتفاق بیفتد. افسردگی می تواند باعث شود افراد احساس غمگینی و بی ارزشی کنند و خارج شدن از رختخواب و مواجهه با روز را دشوار کند.  افسردگی افراد را وادار می کند که دست از انجام دادن کارهایی که دوست دارند، بردارند.

اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی نوسانات خلقی است که متناسب با اتفاقات رخ داده در واقعیت نیست. معمولا خلق در این مشکل گاهی بالا و گاهی پایین است. خلق بالا می تواند با خلق افسرده و پایین همراه باشد.

اسکیزوفرنی

افراد مبتلا به اسکیزوفرنی چیزهایی را می شنوند، می بینند یا احساس می کنند که بقیه افراد نمی بینند یا احساس نمی کنند. این احساس می تواند خیلی واقعی و ترسناک باشد. پس هیچوقت فرد مبتلا به اسکیزوفرنی را مسخره نکنید. گاهی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی با دیگران تعامل نمی کنند و شکاک می شوند.

برخی فکر می کنند که ابتلا به اسکیزوفرنی می تواند به معنای حمله های خشونتی باشدو اکثر این حمله ها به سمت آنها هدایت می شود. اکثر افراد با مشکلات روانی معمولا قربانی های خشوت می شوند.

درمان مشکلات روانی بر حسب شرایط متفاوت است و برنامه درمان هر فرد مخصوص خودش است. صحبت با یک روانپزشک، رعایت پروتوکول درمانی، استفاده از داروها یا شرکت در جلسات روان درمانی فردی یا گروه درمانی از موارد درمان مشکلات روانی است. گاهی پزشک برای درمان مشکلات روانی دارو تجویز می کند. می توانید از دکتر در مورد دارو و تاثیرات آن اطلاعات بگیرید.

تهیه و تنظیم: دکتر سیروس جهانگیری؛ روانپزشک و روان درمانگر

ترجمه: ملیحه زاهدی راد

استفاده از مطالب با ذکر منبع سایت جهان حکمت بلامانع است.